نوشتهی: افشین طباطبایی
ذن(1)، موضوعی عمیق و پیچیده است. در این زمینه میتوان صدها صفحه مطلب و دهها کتاب، بررسی و مطالعه نمود. بحث پیرامون ذن بسیار وسیع و مفصل است. ذن و هنرهای رزمی عمیقا به یکدیگر وابسطهاند. ذن به انضباط مغزی و هدایت هوش از طریق مدیتیشن نظر دارد. ذن نه تنها بر هنرهای رزمی بلکه بر دیگر مقولات اجتماعی ژاپن همانند، معماری، مراسم چای، شعر،گلکاری، نقاشی و... هم تاثیر گذاشته و حضور مشهودی دارد.
نفوذ مکتب ذن بر شیوههای جنگی و رزمی، منجر به پدید آمدن بوشیدو (طریقهی جنگجو) و در نتیجه رشد طبقهی نظامی ساموراییها، زیر سایه آن گردید. حضور ذن در بوشیدو، موجب غنای معنوی و ریشهی تغییرات ماهوی هنرهای رزمی، در قرون بعد شد. اغلب بزرگان فلسفهی ذن، شاعر، نقاش و... به نوعی هنرمند بودهاند. بدون داشتن طبعی ظریف و بدون شناخت و درک هماهنگی، هارمونی و ریتم طبیعت و حرکتهای ناشی از آن نمیتوان ذن را شناخت.
ذن نه مذهب است نه فلسفه، نه روانشناسی، نه هیچ نوع علم دیگر، ذن نمونهای است از آنچه بشر برای رهایی از قیود روحی و فکری و مغزی جستجو میکند. اصولا برای ذن تعریـف صریـح قطعـی و مطلـق نمیتـوان یـافت. ذن؛ یعنـی مهاجـرت از اضطراب.
1- در زبان ژاپنی آنرا ذن مینامند، ذن را در زبان چینی، چان (chan) گویند. گفته شده، بودهیدهارما در اوایل قرن 6 میلادی به چین رفت و چان را بسط و توسعه داد. ذن به روشنی ضمیر و بصیرت ذهن از طریق مراقبه (مدیتیشن) نظر دارد. براساس افسانهها، بودیدهاراما، نه سال در اتاقی در معبد شائولین رو به دیوار نشست و تمرکز کرد، تا به بصیرت ذهن دست یافت. بعضی دیگر افسانهها براین ادعا هستند که وی 9 سال در غاری رو به دیوار نشست.
اصطلاحاتی همچون ذن، ذانشین، مدیتیشن و... همانهایی است که در ادبیات عرفانی ما مراقبه و مکاشفه نامیده میشود. از ذن گاهی نیز به عنوان ریاضت نام بردهاند.
عارفان نامدار ایران زمین، از روزگاران کهن، ذن را شناخته، به اهمیت ذن پی برده و در این زمینه آثار سودمندی از خود به جای گذاشتهاند و آن را راهی برای درک بهتر حقیقت و رسیدن به آرامش آدمی میدانند (البته نه به اسم ذن).
خیام نیشاپوری، فیلسوف، عارف، ریاضیدان، منجم، شاعر و متفکر بزرگ میهنمان، میگوید:
از دی که گذشت هیچ از او یاد مکن فردا که نیامده است فریاد مکن
بر نامده و گذشته بنیاد مکن حالی خوش باش و عمر بر باد مکن
مولانا جلالالدین، عارف، متفکر عالی مقام در کتاب ارزشمند خود، مثنوی معنوی، میفرماید:
«صوفی ابنالوقت باشد ای پسر»
که صوفی و پسر هردو، روندگان راه حقیقت هستند و ابنالوقت یا پسرزمان بودن، همان ((ذانشین)) و در لحظه زندگی کردن است.
ضمیر خودآگاه مسوول نظارت بر حواس، در زمان هوشیاری و بیداری است، به عبارتی اعمال جسمی، فکری و ارادی انسان را هدایت میکند. ضمیر ناخودآگاه، هدایتگر اعمال غیرارادی، مانند ضربان قلب، گردش خون، تنفس، عادات رفتاری و... است. غذا خوردن یا دوچرخه سواری کردن، هردو، توسط ضمیر ناخودآگاه مغز، هدایت و مهار میشوند. ضمیر ناخودآگاه، مخزن عواطف و احساسات و خاطرات دوران کودکی تا حال است. ضمیر ناخودآگاه، رفتار را هدایت و نظارت میکند. اگر مغز را به یک کوه یخ شناور در آب تشبیه کنیم، شعور ظاهر (خودآگاه)، بخش کوچکی از کوه است که از آب بیرون آمده و نمایان میباشد، درحالیکه قسمت اعظم کوه، شعور باطن (ناخودآگاه - به آن حافظه عادتی نیز میگویند) است که زیرآب پنهان مانده.
خصوصیت بارز این بخش از مغز (ضمیر ناخودآگاه)، تلقینپذیری زیاد آن میباشد. با تصور و یا ملکه کردن در اثر تکرار میتوان بر ضمیر ناخودآگاه تأثیر گذاشت و درآن تغییرات دلخواه را بهوجود آورد.
هیپنوتیزم یکی از راههای تغییر الگوهای ذهنی است. با تلقین و تصور، میتوان در رفتار، دگرگونی بهوجود آورد. تمرکز فکر، در تمرین مداوم هر کاری، پس از سالها، موجب نهادینه شدن منظور آن تمرین در ضمیر ناخودآگاه میشود.
شعور باطن یا ضمیر ناخودآگاه مثل یک کامپیوتر میباشد. میتوان برنامههای خاصی را روی آن ضبط کرد تا هنگام ضرورت و نیاز آنرا بهکار برد. زبان برنامهنویس این کامپیوتر، تلقین و تصور در اثر تکرار است.
به پیروی از ذن، هنر جنگیدن بهوسیله شمشیر، به «کندو» تبدیل گشت و دیگرهنرهای رزمی پسوند ((دو)) (1) به خود گرفتند. نقش ذن در هنرهای رزمی، تعریف ساده از آن را غیرممکن میسازد. زیرا ذن فاقد هرگونه نظریه است. ذن، دانشی درونی است و از نهاد شخص، سرچشمه میگیرد.
تأکید ذن در هنرهای رزمی بر عمل شهودی است. هدف، آزادسازی فرد از خشم ناشی از پندارهای باطل یا هیجانات عاطفی میباشد و بر ارتقاء سطح هوش، توجه ندارد. یعنی رسیدن به موشین(mushin). همان حالتی که سامورایی در میدان نبرد از خود بیخود میگشت و فارغ از هر نوع تأثیر عاطفی، خشم، غم، رحم و... با هدایت ضمیر ناخودآگاه، شمشیر میزد.
موشین (Mushin)
این واژه، مخفف جملهی ((موشیننوشین)) (Mushin noshim) از مکتب ذن است. ترجمه مستقیم آن (Mind of no mind) ذهن بدون فکر یا ذهن بدون خیال و ذهن تهی است، و اشاره به حالتی دارد که هیچ فکری در ذهن نباشد، موضوعی، ( فکر یا حس) فضای ذهن را اشغال نکند و معمولا به وضعیت خلسهواری گفته میشود که جنگجویان بسیار مجرب و ماهر هنگام نبرد به آن فرو میرفتند(تمرینات ذن).
1- ((دو)) به معنی راه و یا کاملتر بگوییم راه روشنبینی، خودسازی و شعور است.
2- بوجیتسو( طریقه رزم باستان) به بودو ( طریقهی دوم) تبدیل شد. بعد بودوی کلاسیک و پس از آن بودوی مدرن بهوجود آمد (ذن بر تمام این روشها تاثیر داشته).
ترس، خشم، شفقت و... هیچکدام به ذهن جنگجو، رسوخ نمیکرد. هیچ فکر و اراده و انگیزهای در خاطر جنگجو وجود نداشت. او بدون کوچکترین شک و تردیدی، فقط میجنگید. در این حالت خاص معنوی و روانی، جنگجو برای حرکات خود، استدلال نمیکند، بلکه به شکلی ذاتی آن را حس میکند. او برای جنگ برنامهریزی نمیکند، هر قدم را ناخودآگاه برمیدارد. به جزییات نمیاندیشد، در برابر حریف میایستد ولی به خود یا به حریف فکر نمیکند، به حرکات شمشیر، توجه نمینماید در فراموشی مطلق، تنها از ضمیر ناخودآگاهاش پیروی میکند. شعور باطنی (حافظهی عادتی) سامورایی در پس سالیان دراز تمرین و تجربه، هدایت شمشیر را در دست دارد. سیال ذهن او مثل آب جاری است، و اگر در نقطهای آب جمع شود (راکد گردد) یعنی فکری در ذهن او بروز کند، مرگش حتمی خواهد بود (تمرینات ذن یکی از عادات روزمره آنها بوده).
موشین، ارتباط نزدیک و زیادی با آموزههای ذن دارد و در واقع بیشتر نشانههای روانی و معنوی ذن در آن پنهان است.
موشین = تجسم حضور
تجسم حضور و حضور کامل در لحظه (بدون توجه به جزییات)
بهطور خلاصه سه جزء ذن عبارتند از:
1- ایشین: تـمرکز در لحظه
2- ذانشین: حضور در لحظه
3- موشین: غــرق در لحظه
متن کامل مقاله را از لینک زیر دانلود کنید.
ذن، موضوعی عمیق و پیچیده است.
مولانا جلالالدین، عارف، متفکر عالی مقام در کتاب ارزشمند خود، مثنوی معنوی، میفرماید:
«صوفی ابنالوقت باشد ای پسر»
که صوفی و پسر هردو...